سلام..نيستي.......
سر انجام با ديدن نگاه تو آرام مي شوم
چو آهوي گريخته اي رام مي شوم
باور نمي کني ؟ اي همه هستيم
که من دارم به جرم عشق تو بدنام مي شوم
بردتون رو تبريك ميگم ... ولي حقتون نبود
برنامه جديد رو بزنم حتما خبرت ميكنم
فعلا بـــاي
چشمان سيه ! چه چشم سفيدم به خاطرت
هر چه کشيدني ست کشيدم به خاطرت
تو قبله اي و من ز شمال و جنوب و شرق
هر تار ارتباط بريدم به خاطرت
خياط پاره هاي لباس دلم نگاه!
گرديده قطع تار اميدم به خاطرت
فردا دوباره من به حساب تو مي رسم
امروز را لزوم نديدم به خاطرت
يک کوچه از جدايي و پدورد ما نشد
نشناختي مرا، نه رسيدم به خاطرت
سلام ...زيبا بود...
مقابل مطلب:
يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه به پسره مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه باهات مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش
سلام
عقل نابيناست چون فراتز ار حد خود نمي بيند ولي عشق بيناست چون بي نهايت را به نظاره مي نشيند
شاد وز يبا و عشاق باشي
خيلي قشنگ بوووووووووووووووود
تحت تاثير قرار گرفتم
سلااااااااااااام
اووووووووووووووووووووووووووووول